خرید بک لینک
علی از بهشت بزرگتر است و از ابرار برتر، او خود پرورنده ابرار است، او سرخیل «مقربین» است. علی بزرگتر از آن است که حتی در بهشت بر سر سفره ابرار بنشیند و با آنها همکاسه شود، او خود «رضوان خداوند» است...

اول مظلوم عالم علي ..

به نام خداي علي ...

دلم ميگيرد ..يه ياد غربت علي و صبرش به نقطه اي خيره ميشوم ...

چشمانم را می بندم، میخواهم تصویری از جمال رعنای یار را درذهن تصور کنم،

یار رعنا تمام قد در ستیغ قله عشق بتماشا ایستاده است

ارزو ميكنم به بهانه گناهام بر صورتم سيلي بزند نه اينكه در برابر گناهانم با لبخندي تلخ نگاهم كند ..

شعاع نورش قطرات اشكم را نمايان ميكند ..

در نقره ريز اشك و ايينه حافظ را ميبينم كه ميگويد ..

مردی ز کننده در خیبر پرس,

اسرار کرم ز خواجه قنبر پرس.

گر طالب فیض حق به صدقی حافظ,

سر چشمه آن ز ساقی کوثر پرس.

حافظ نيز سراغ خورشيد را ميگيريد ..

من همچنان مات و مبهوت به گناهان خود فكر ميكنم و لبخند تلخ علي ع را ميبينم ..

در همان حال مولانا را ميبينم

او نيز سراغ خورشيد را ميگيرند ..ميبينم كه ميگويد ..

ای علی که جمله عقل و دیدهای / شمهای وا گو از آنچه دیدهای

تیغ حلمت جان ما را چاک کرد / آب علمت خاک ما را پاک کرد

بازگو دانم که این اسرار هوست/ زانک بی شمشیر کشتن کار اوست

باز گو ای باز عرش خوششکار / تا چه دیدی این زمان از کردگار

چشم تو ادراک غیب آموخته / چشمهای حاضران بر دوخته

آن یکی ماهی همیبیند عیان / وان یکی تاریک میبیند جهان

راز بگشا ای علی مرتضی / ای پس سوء القضا حسن القضا

من همچنان در تاريكي اتاق و سكوت شب مات و مبهوت به گناهان خود مي انديشم ..

درين حال فردوسي را ميبينم او نيز غرق خورشيد شده ميگويد ..

گر چشم داری به دیگر سرای..............به نزد نبی و علی گیر جای
گرت زین بد آید گناه منست..............چنین است و این دین و راه منست
برین زادم و هم برین بگذرم..............چنان دان که خاک پی حیدرم
دلت گر به راه خطا مایلست..............ترا دشمن اندر جهان خود دلست
نباشد جز از بیپدر دشمنش..............که یزدان به آتش بسوزد تنش
هر آنکس که در جانش بغض علیست..............ازو زارتر در جهان زار کیست

با دلي شكسته و اشكبار همچنان به گناهان خود فكر ميكنم به اين فكر ميكنم ايا علي ع مرا خواهد پذيرفت ؟؟

با تني خسته همچنان به فكر فرو ميروم كه در ان ميان سعدي را ميبينم او نيز غرق خورشيد شده است و ميگويد ..

دیباچه مروت و سلطان معرفت
لشگرکش فتوت و سردار اتقیا
فردا که هرکسی به شفیعی زنند دست
ماییم و دست و دامن معصوم مرتضی

همچنان من در تاريكي اتاق شعاع نور علي ع و البته لبخند تلخش را ميبينم ..

علي جان بر من ناتوان نظر نخواهي افكند ؟

كور شود ان چشمي كه لبخند تلخ تو را ميبند مولا جان ..

علي جان همين كه شما و آلتان را دوست دارم مقدمه اي براي ادم شدن نيست ؟

علي جان من ياغي نيستم ..من گنه كار گستاخ نيستم علي جان ..

پای برهنه، جامه دریده، چشم گریان، و با تنی خسته تو را ميجويم علي جان ..

اول مظلوم عالم ..علي جان مرا نيز همچون يتيمانت درك كن ..

سلام به بزرگان غريبانه ..

اميدوارم هر جا كه هستيد در پناه خدا سربلند و سرفراز باشيد ..

امشب هواي مولا علي ع رو كردم ..

ياد مظلوميتش ياد نگاه تلخش به من پرمدعا ..

بزرگان غريبانه

هر روز يه مقدار قابل توجهي صلوات ميفرستم ثوابش رو به شما هم تقديم ميكنم ..

نه فقط براي خودتون براي تك تك اعضالي خانوادتون و اونايي كه دوسشون داريد ..

كسي كه فقط يه بار هم از گذشته تا به امروز به وبلاگم سر زده باشه تو اين ثواب شريكه ..

بزرگان غريبانه من براي تك تكتون دعا ميكنم ..

شما هم براي من دعا كنيد ..بخدا تعارف نميكنم ازتون خواهش ميكنم..

من محتاج دعاهاي شمام

برچسب: نویسنده: اشکان احمدپور تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 21:08

صفحه بندی