خرید بک لینک
بني عباس درس مسموم کردن امامان رااز پيشوايان راستين خود، يعني بني اميه آموختند. معاويه بارها گفته بود خداوند ازعسل لشکرياني دارد و.. که غرض عسل مسموم بود که به خورد دشمنان خود ميداد.

منصور توسط والي خود درمدينه امام را با انگور زهرآلود به شهادت رساند وبعد حيله گرانه به گريه وزاري وعزاداري او پرداخت. اينکه درامر شهادت امام، منصور دست داشته جاي شکي براي ما نيست، زيرا که خود بارها گفته بود که او چون استخواني درگلويم گير کرده است.

شايد منصور جداً وقلباً دوست نداشت امام رابکشد ولي چه مي توان کرد که مقام است وسلطنت، پست است وموقعيت. مگر هرکسي ميتواند ازآن بگذرد؟ امرشهادت او را توسط منصور، برخي چون ابوزهره انکار کرد ه اند، بدليل ابراز تأسف منصور ازمرگ او وهم گفته اند که اين امر خلاف تحکيم پايه هاي حکومت او بود. ديگران هم همين افکار راداشته اند ويا برخي ديگر ازآن به ترديد ياد کرده اند. ولي باتوجه به سابقه برخورد واحضار وتهديد منصور، وبا توجه به اعمال زمامداران پس از او معلوم مي شود بني عباس چون بني اميه درخط امام کشي بودند وآنها شش تن ازامامان ما را مسموم کرده اند. آري او پس از قتل امام ابراز تأسف هم کرد وآن مصلحتي بود.

http://www.noonoab.ir/assets/js/admin/uploaded/-%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85-%D8%AC%D8%B9%D9%81%D8%B1-%D8%B5%D8%A7%D8%AF%D9%82-%D8%B9%D9%84%DB%8C%D9%87-%D8%A7%D9%84%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85.jpg

1. تلخى گوش و شورى آب چشم

ابن ابى ليلى - كه يكى از دوستان امام جعفر صادق عليه السلام است - حكايت نمايد:

روزى به همراه نعمان كوفى به محضر مبارك آن حضرت وارد شديم ، حضرت به من فرمود: اين شخص كيست ؟

عرض كردم : مردى از اهالى كوفه به نام نعمان مى باشد، كه صاحب راءى و داراى نفوذ كلام است .

حضرت فرمود: آيا همان كسى است كه با راءى و نظريّه خود، چيزها را با يكديگر قياس مى كند؟

عرض كردم : بلى .

پس حضرت به او خطاب نمود و فرمود: اى نعمان ! آيا مى توانى سرت را با ساير اعضاء بدن خود قياس نمائى ؟

نعمان پاسخ داد: خير.

حضرت فرمود: كار خوبى نمى كنى ، و سپس افزود: آيا مى شناسى كلمه اى را كه اوّلش كفر و آخرش ايمان باشد؟

جواب گفت : خير.

امام عليه السلام پرسيد: آيا نسبت به شورى آب چشم و تلخى مايع چسبناك گوش و رطوبت حلقوم و بى مزّه بودن آب دهان شناختى دارى ؟

اظهار داشت : خير.

ابن ابى ليلى مى گويد: من به حضور آن حضرت عرضه داشتم : فدايت شوم ، شما خود، پاسخ آن ها را براى ما بيان فرما تا بهره مند گرديم .

بنابراين حضرت صادق عليه السلام در جواب فرمود: همانا خداوند متعال چشم انسان را از پيه و چربى آفريده است ؛ و چنانچه آن مايع شور مزّه ، در آن نمى بود پيه ها زود فاسد مى شد.

و همچنين خاصيّت ديگر آن ، اين است كه اگر چيزى در چشم برود به وسيله شورى آب آن نابود مى شود و آسيبى به چشم نمى رسد؛ و خداوند در گوش ، تلخى قرار داد
تا آن كه مانع از ورود حشرات و خزندگان به مغز سر انسان باشد.

و بى مزّه بودن آب دهان ، موجب فهميدن مزّه اشياء خواهد بود؛ و نيز به وسيله رطوبت حلق به آسانى اخلاط سر و سينه خارج مى گردد.

و امّا آن كلمه اى كه اوّلش كفر و آخرش ايمان مى باشد: جمله ((لا إ له إ لاّ اللّه )) است ، كه اوّل آن ((لا اله )) يعنى ؛ هيچ خدائى و خالقى وجود ندارد و آخرش ((الاّ اللّه )) است ، يعنى ؛ مگر خداى يكتا و بى همتا.(1)

1- بحارالا نوار: ج 2، ص 295، ح 14، به نقل از علل الشّرايع .

2. يك جهان در يك جسم

روزى يك نفر نصرانى به محضر مبارك امام جعفرصادق عليه السلام شرفياب شد و پيرامون تشكيلات و خصوصيّات بدن انسان سؤ ال هائى را مطرح كرد؟

امام جعفر صادق عليه السلام در جواب او اظهار داشت :

خداوند متعال بدن انسان را از دوازده قطعه تركيب كرده و آفريده است ، تمام بدن انسان داراى 246 قطعه استخوان ، و 360 رگ مى باشد.

رگ ها جسم انسان را سيراب و تازه نگه مى دارند، استخوان ها جسم را پايدار و ثابت مى دارند، گوشت ها نگه دارنده استخوان ها هستند، و عصب ها پى نگه دارنده گوشت ها مى باشند.

سپس امام عليه السلام افزود:

خداوند دست هاى انسان را با 82 قطعه استخوان آفريده است ، كه در هر دست 41 قطعه استخوان وجود دارد و در كف دست 35 قطعه ، در مچ دو قطعه ، در بازو يك قطعه ؛ و شانه نيز داراى سه قطعه استخوان مى باشد.

و همچنين هر يك از دو پا داراى 43 قطعه استخوان است ، كه 35 قطعه آن در قدم و دو قطعه در مچ و ساق پا؛ و يك قطعه در ران .

و نشيمن گاه نيز داراى دو قطعه استخوان مى باشد.

و در كمر انسان 18 قطعه استخوان مهره وجود دارد.

و در هر يك از دو طرف پهلو، 9 دنده استخوان است ، كه دو طرف 18 عدد مى باشد.

و در گردن هشت قطعه استخوان مختلف هست .

و در سر تعداد 36 قطعه استخوان وجود دارد.

و در دهان 28 عدد تا 32 قطعه استخوان غير از فكّ پائين و بالا، موجود است .

و معمولا انسان ها تا سنين بيست سالگى ، 28 عدد دندان دارند؛ ولى از سنين 20 سالگى به بعد تعداد چهار دندان ديگر كه به نام دندان هاى عقل معروف است ، روئيده مى شود.(2)

2- بحارالا نوار: ج 47، ص 218، به نقل از مناقب ابن شهرآشوب : ج 3، ص 379.

3. مرثيّه شاعر و اهميّت گريه

يكى از اصحاب نزديك امام جعفر صادق عليه السلام به نام زيد شحّام حكايت كند:

روزى به همراه عدّه اى در محضر پربركت آن حضرت بوديم ، يكى از شعراء به نام جعفر بن عفّان وارد شد و حضرت او را نزد خود فرا خواند و كنار خود نشانيد و فرمود: اى جعفر! شنيده ام كه درباره جدّم ، حسين عليه السلام شعر گفته اى ؟

جعفر شاعر پاسخ داد: بلى ، فدايت گردم .

حضرت فرمود: چند بيتى از آن اشعار را برايم بخوان .

همين كه جعفر مشغول خواندن اشعار در رثاى امام حسين عليه السلام شد، امام صادق عليه السلام به قدرى گريست كه تمام محاسن شريفش خيس u200d گرديد؛ و تمام اهل منزل نيز گريه اى بسيار كردند.

سپس حضرت فرمود: به خدا قسم ، ملائكه مقرّب الهى در اين مجلس u200d حضور دارند و همانند ما مرثيّه جدّم حسين عليه السلام را مى شنوند؛ و بر مصيبت آن بزگوار مى گريند.

آن گاه خطاب به جعفر بن عفّان نمود و اظهار داشت : خداوند تو را به جهت آن كه بر مصائب حسين سلام اللّه عليه ، مرثيّه سرائى مى كنى اهل بهشت قرار داد و گناهان تو را نيز مورد مغفرت و آمرزش خود قرار داد.

بعد از آن ، امام عليه السلام فرمود: آيا مايل هستى بيش از اين درباره فضيلت مرثيّه خوانى و گريه براى جدّم ، حسين عليه السلام ، برايت بگويم ؟

جعفر بن عفّان شاعر گفت : بلى ، اى سرورم .

حضرت فرمود: هركس درباره حسين عليه السلام شعرى بگويد و بگريد و ديگران را نيز بگرياند، خداوند او را مى آمرزد و اهل بهشت قرارش u200d مى دهد.(3)

3- اختيار معرفة الرّجال : ص 289، ح 508.

4. كنار هر نفر يك نان

مُعلّى بن خُنيس - كه يكى از اصحاب امام جعفر صادق عليه السلام و از راويان حديث است - حكايت كند:

در شبى تاريك و بارانى امام صادق عليه السلام از منزل خارج شد و به سوى محلّه بنى ساعده روانه گشت ، من نيز به دنبال آن حضرت حركت كردم .

در بين راه ، چيزى از دست آن حضرت روى زمين افتاد، فرمود: خداوندا! آن را به ما باز گردان .

من جلو رفتم و سلام كردم ، حضرت پس از جواب سلام ، اظهار داشت : مُعلّى هستى ؟

عرض كردم : بلى ، فدايت شوم .

فرمود: در همين دور و بر دقّت كن و دستى روى زمين بكش ، اگر چيزى پيدا كردى ، آن را بردار و به من بده .

مُعلّى گويد: مقدارى تفحّص كردم و روى زمين را جستجو نمودم تا آن كه زنبيلى را يافتم كه داخل آن نان بود، آن را برداشتم و تحويل امام صادق عليه السلام دادم و عرض كردم : اى مولاى من ! اجازه بفرمائيد من آن را حمل كنم و همراه شما بياورم ؟

حضرت فرمود: خير، من خودم براى اين امر سزاوارترم ؛ وليكن اگر مايل باشى مى توانى با من همراهى كنى .

مُعلّى گفت : من نيز همراه امام صادق عليه السلام حركت كردم تا آن كه به محلّه بنى ساعده رسيديم ، افرادى را در آن جا ديدم كه خوابيده بودند.

حضرت به هر يك از آن افراد كه مى رسيد، يك قرص نان از درون زنبيل برداشته و كنار او مى گذاشت ؛ و به همين منوال تا آخرين نفر به هر كدام يك قرص نان داد؛ و سپس با هم برگشتيم .

در بين راه ، به حضرت عرض كردم : ياابن رسول اللّه ! آن ها كه متوجّه نشدند و شما را نشناختند؟!

فرمود: خير، اگر مى خواستم متوجّه شوند، بايد نمك هم برايشان مى آوردم ؛ و سپس افزود: خداوند امور همه چيزها را از جهت محاسبه ، در اختيار ملائكه قرار داده است مگر صدقه را، كه مستقيما خودش آن را تحويل مى گيرد و مورد محاسبه و پاداش قرار مى دهد.

پس از آن فرمود: پدرم امام محمّد باقر عليه السلام هرگاه صدقه اى به فقير مى داد، آن را در دست فقير مى گذاشت و دست خود را مى بوسيد؛ چون صدقه قبل از آن كه به دست سائل و فقير برسد، مورد توجّه خداوند قرار خواهد گرفت .(15)

15.. بحارالا نوار: ج 93، ص 6 125 و ص 8 127 و ج 47، ص 20، ح 17.

5 اهمّيت ديدار خويشاوندان

مرحوم شيخ طوسى در كتاب خود حكايت نموده است :

روزى منصور دوانيقى امام صادق عليه السلام را به دربار خود احضار كرد، هنگامى كه حضرت وارد شد، كنار منصور - كه برايش محلّى در نظر گرفته شده بود - نشست .

پس از آن ، منصور دستور داد تا فرزندش مهدى را بياورند؛ و چون آمدن مهدى مقدارى به تاءخير افتاد، منصور با تهديد گفت : چرا مهدى نيامد؟

اطرافيان در پاسخ گفتند: همين الا ن خواهد آمد.

هنگامى كه مهدى وارد مجلس شد، خود را آراسته و خوشبو كرده بود؛ منصور خطاب به امام صادق عليه السلام كرد و اظهار داشت :

ياابن رسول اللّه ! حديثى را پيرامون ديدار و رسيدگى به خويشان برايم گفته اى ، دوست دارم آن حديث را تكرار فرمائى تا فرزندم ، مهدى نيز بشنود.

حضرت صادق آل محمّد صلوات اللّه عليهم فرمود: اميرالمؤ منين علىّ عليه السلام از رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود: چنانچه مردى با يكى از خويشان خود صله رحم نمايد و از عمرش سه سال بيشتر باقى نباشد، خداوند متعال آن را به مدّت سى سال طولانى مى نمايد؛ و اگر قطع صله رحم نمود و سى سال از عمرش باقى بود، خداوند آن را سه سال مى گرداند.

منصور گفت : اين حديث خوب بود؛ ولى قصد من آن نبود، حضرت فرمود: بلى ، پدرم از اميرالمؤ منين علىّ عليه السلام و او از رسول خدا صلى الله عليه و آله روايت نمود: صله رحم سبب عمران و آبادى خانه و زندگى است ؛ و نيز موجب افزايش عمر خواهد بود، گرچه از خوبان نباشد.

منصور گفت : اين خوب بود، ولى منظورم حديث ديگرى است .

امام جعفر صادق عليه السلام فرمود: پدرم باقرالعلوم از پدرش زين العابدين و او از پدرش سيّدالشّهداء، از اميرالمؤ منين علىّ عليهم السلام و او از رسول خدا صلى الله عليه و آله حديثى را نقل كرده است ، كه فرمود:

صله رحم بازخواست شب اوّل قبر و محاسبات قيامت را آسان مى گرداند؛ و دل مرده را با از بين بردن كينه ها و حسادت ها و ناراحتى ها زنده و شاداب مى نمايد.
در اين هنگام منصور گفت : آرى ، منظورم همين حديث بود.(11)

امالى شيخ طوسى : ص 316، بحارالا نوار: ج 47، ص 163، ح 3.

شهادت امام صادق (ع)

سلام به بزرگان غريبانه ...

تو يك ايستگاه ديگه توقف كرديم ..ايستگاه قايم ال محمد ريس مذهب تشيع ..اقا جانم امام صادق ع ..

درسته خداوند تو قران فرموده خالدين فيها ابدا ..

ولي خوب مگه رحمانيت خدا رو نقض ميكنه ...

حاج كافي از زبان امام صادق ع نقل ميكردند تو فرداي قيامت پرونده جواني رو به دستش ميدند ..جوان پرونده خودشو ميخونه ميبينه گناه فقط گناه ..

بهش ميگن جوون خودت بگو ما باهات چيكار كنيم ...جوون با خودش ميگه ديگه راهي وجود نداره ميره به طرف جهنم خدا بهش ميگه جوون تو اگه گنه كاري منم خداي مهربان گناهكارا هستم ..

يه اقايي روحاني هست تو شبكه ها انتقاد ميكنه از كساني كه خدا رو بدتر از داعش درست كردند ..

حرفش كاملا درسته كسايي كه نماينده خدا هستند اينقدر مهربونند ديگه خود خدا چقدر مهربونه ..

جوونها برگرديم به طرف خدا .....

ميگفتند جووني بوده از هيچ گناهي دريغ نميكرده به مادرش ميگه بعد اينكه مكن فوت كردم يه طناب بگير به پام ببند منو بكش شايد كمي از گناهام كاسته شد ..

بعد مرگ جووان مادر همين كار رو كرد تا مترصد اين شد جنازه بچ رو بكشه خطاب اومد مادر گناهكار ما رو به خودمون بسپار ..

جوونا خدا مهربونه ..البته مهربونيش براي گناهكارايي كه ياغي نيستند ...

ما ياغي نيستيم ...ان شالله امشب و فردا شب براي هم دعا كنيم ...

ان شالله به حق امام صادق ع دختراي دهه شصت سرزمينم به زودي زود يك همسر متناسب با شانشون پيدا كنند ..

خداوند به حق امام صادق مرضاي اسلام شفاي عاجل عنايت بفرمايد ..

خدا به حق امام صادق ع گره از مشكلات مردم ايران و جهان اسلام برداره ...

خدا به حق امام صادق ع ظهور اقا مهدي عج رو نزديك بفرما ..

بزرگان براي تك تكتون دعا ميكنم شما هم دعا براي حقير رو فراموش نكنيد ..

برچسب: نویسنده: اشکان احمدپور تاريخ: جمعه 19 شهريور 1395 ساعت: 12:24

صفحه بندی